بایگانی/آرشیو برچسب ها : امید و امید واری

امید و امید واری

امید

امید و امید واری عاشقا خیز کامد بهاران چشمه ی کوچک از کوه جوشید وقتی چشمم به روزنه ی کوچکی در دل تاریکی افتاد که از آن باریکه ای نور فضای تاریک محیط را دگرگون می کرد، امیدها در دلم زنده شد. دیگر می توانم زنده بمانم، چون نوری هست. باید تلاشم را مضاعف کنم. این قسمتی از داستانی است ...

ادامه مطلب