خواص بدني

خواص بدن طبيعي انسان عبارتند از: خاصيت رويش موي در سر، خاصيت سپيدي موي، خاصيت تسكين درد به واسطه كف، خاصيت عدمرويش گياه در موضع قدم ابرص، خاصيت سرايت بعض امراض، خاصيت ضعف بدني اخته، خاصيت فزوني ابصار اخته و فزوني شهوت اعمي، خاصيت بدني زنِ حائض؛ و حال مي‌پردازيم به شرح و تفصيل هر يك از اين امور:
خاصيت رويش موي در سَر
يكي از خواص بدني انسان، خاصيت رويش مو بر سرش مي‌باشد بر خلاف ساير حيوانات زيرا حكمت الهي اقتضاي آن نمود كه موي حيوانات لباس و نگهدارندة ايشان از گرمي و سردي باشد لذا مو و يا پشم را در سرتاسر بدنشان پهن كرد. اما از آن جا كه لباس انسان از خارج بدن او تهيّه مي‌شود لذا ضرورتي نداشت كه بدنش را با موي بپوشانند و بدين طريق گرم نمايند. پس مو را بر سرش قرار داد تا هم زينت او باشد و هم وقايه‌اي براي نفوذ سرما در سر. و نيز بدن او را كم موي خلق نمود چرا كه اگر پُر مو بود جمال و حاسة لمسش باطل مي‌شد.
خاصيت سپيدي موي
يكي ديگر از خواص بدني انسان، سپيدي موي او در وقت پيري است كه اين امر در غير انسان يافت نمي‌شود، زيرا به هنگام پيري حرارت غريزي بدن انسان تحليل رفته و رطوبت بر مزاجش فزوني مي‌يابد و نيز بلغم به جهت ضعف هضم بر بدن غالب مي‌شود. قصور حرارت و فزوني رطوبت موجب حدوث بخار متعفّني مي‌گردد كه از آن سپيدي موي پديد مي‌آيد.
خاصيت تسكين درد به واسطه كف دست
خاصيت ديگر بدني انسان كه در كتاب حيرت انگيز «عجائب المخلوقات و غرائب الموجوداتِ» جناب قزويني ذكر شده اين است كه وقتي عضو دردمند بدن انسان با كف دست او لمس و فشرده شود، درد آن عضو كم و خفيف مي‌گردد، تا جايي كه اگر عضو را ضربه يا خدشه‌اي وارد شود نگه‌داشتن آن عضو با كف دست موجب تسكين آن درد مي‌گردد، در حاليكه چنين خاصيتي در حيوانات ديگر وجود ندارد. عبارت جناب قزويني در كتاب عجائب المخلوقات اين است: «فصلٌ في خواص الانسان؛ اما خواصه كثيرةٌ : منها انّه اذا المس العضو الوجع بالكف خَفَّ وجعه، و كذلك اذا أصابه ضربة أو خدشة يمسكها بكفه فيسكن في الحال.»
خاصيت عدم رويش گياه در موضع قدم ابرص
و اما خصوصيت ديگر بدني انسان كه در آن كتاب ذكر شده اين است كه انسان ابرص وقتي پا برهنه بر روي زمين قدم گيرد، ديگر در جاي پاي او گياهي نمي‌رويد.
خاصيت سرايت بعضی امراض
ويژگي ديگر بدني انسان نسبت به ديگر حيوانات اين است كه موجب سرايت بعضی امراض مي‌شود تا جائيكه گفته‌اند نگاه كردن و خيره شدن به چشم رمد، موجب رَمَد و دردمندي چشم ناظر مي‌شود. رَمَد را به فارسي درد چشم گويند و آن ورم طبقة ملتحمه كه طبقة محسوسه از طبقات چشم است مي‌باشد و آن همان جرم سفيدي است كه دور حدقة چشم را فرا گرفته است و چون آن جرم سفيد وَرَم كند رَمَد مي‌نامند.
خاصيت ضعف بدني اَخته
يكي ديگر از خواص بدني انسان اين است كه وقتي خُصْيَتان او را ببرند تغييرات بسياري در مزاجش پديد مي‌آيد از جمله اين كه بدنش ضعيف و بدبو مي‌شود، شهوت اكلش زياد شده و استخوانهايش دراز مي‌گردد و نيز انگشتانش كج شده و شهوت جماع در او زياد مي‌گردد، عمرش دراز مي‌شود و موي بدنش كم مي‌گردد و صدايش تيز و برنده مي‌شود و سريع‌الغضب و سريع‌الرضا شده و كمتر مي‌تواند اسرار را كتمان كند و تغييرات ديگري كه در مزاج او حاصل مي‌شود.
خاصيت فزوني ابصار اخته و فزوني شهوت اعمي
يكي ديگر از خواص و عجائب موجود در بدن انسان اين كه وقتي كور مي‌شود شهوت جماعش زياد مي‌گردد و وقتي خُصيَتانش بريده مي‌شود، قوت بصرش تقويت مي‌گردد، گويا اين دو اعني اختگي و ابصار در طرف يكديگر قرار دارند كه اگر يكي كم شود ديگري زياد مي‌گردد.
عبارت جناب قزويني در عجائب المخلوقات اين است: «منها: انّ الاعمى يصير اكثر الناس نكاحاً كما أنّ الخصيّ يصير اصح الناس ابصاراً فانهما طرفان ما نقص من أحدهما زاد في الآخر فازداد العميان إما قوة الفهم أو الحفظ أو النكاح.»
خاصيت بدني زن حائض
اما براي بدن زن حائض نيز آثار و خواصي است كه جناب قزويني در «عجائب المخلوقات» آنها را بر شمرده است از جمله اين كه فرموده: زن حائض وقتي به باغها و درختان نزديك شود موجب فساد آنها مي‌گردد، وقتي از بستان خياري گذر كند خيارهاي بستان تلخ مي‌گردند، وقتي نظر به آيينه كند كدر و پريشان مي‌شود، وقتي مردي با او وطي نمايد مرد كند ‌ذهن و كودن مي‌گردد و از نشاط و طراوت و حسنش كم مي‌شود، زماني كه گوسفنداني را براي چرا بُرد گرگ بدانها نزديك نمي‌شود و اگر نزديك شود شكمش به درد مي‌آيد، و نيز اگر تكّه‌اي از لباس حائض را بر انتهاي يك كشتي آويزان كرده و استوار سازند، آن كشتي از بادهاي مخالف در امان خواهد بود.
آري عجائب و غرائب در موجودات بسيار است و در آن ميان، آدمي حائز بيشترين عجائب و حقايق است. افسوس كه خود را نشناخته و عمر را به بطالت گذرانديم. طالب حقيقت را سزاوار است براي خروج از قبرستان عادات خويش اندكي به اندرون خود سفري نمايد.
اين بود ذكر چند مورد از خواص بدني نفس ناطقه انساني. حال مي‌پردازيم به ذكر خواص نفساني نفس ناطقه انساني، و آن چند امر است كه اولين آنها گويايي مي‌باشد.

مطلب پیشنهادی

تاریخچه و فرهنگ بومی سمنان

تحقیق مختصر درباره ی فرهنگ بومی و قومی استان سمنان تاریخچه استان سمنان در زمان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

site stats